سيد محمد دامادى

474

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

چاپ ليدن ] و « خاقانى » در قصيدهء مرآت الصّفا در حكمت و تكميل نفس به مطلع : مرا دل ، پيرِ تعليم است و من طفلِ زبان دانَش * دمِ تسليم سر عشر و سرِ زانو دبستانش در بيت 25 سروده است : هوى مىخواست تا در صفِّ بالا برترى جويد * گرفتم دست و افكندم به صفِّ پاى ماچانش [ ديوان خاقانى صص 215 تا 209 چاپ سجّادى ] تبختر ؛ خراميدن ، به خود باليدن ، نازيدن ، خودبينى تحرّى ؛ جستن ، درست جستن ، صواب جستن ، قصد كردن به سوى قبله ، پيدا كردن قبله ، به‌جويى ، تحرّى حقيقت : حقيقت جويى تردامنان ؛ تر دامن : آن كه دامنش مرطوب گرديده ، فاسق ، فاجر ، عاصى ، مجرم ، گناهكار . ترياق ؛ پادزهر ، ترياك ، افيون ، معجونى مركّب از داروهاى مسكّن و مخّدر كه به عنوان ضدّ دردها و سموم به كار مىرفته و در تركيبش عصاره‌هاى گياهان خانوادهء شقايق و خشخاش به كار مىرفته است . تشبّث ؛ چنگ در زدن به چيزى ، در آويختن به ، وسيله قرار دادن كسى يا چيزى را ، دستاويز ساختن ، آويختگى ، چنگ زنى . تشييد ؛ استوار كردن ، مستحكم كردن ، بلند كردن ، برافراشتن ديوار بنا و غيره ، استوارى . تصلّف ؛ لاف زدن ، گزاف گفتن ، تملّق گفتن ، چاپلوسى كردن تفّاح ؛ سيب تعيّنات ؛ ج تعيّن ، به چشم ديدن چيزى و به يقين پيوستن ، بزرگى ، ثروت